ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

125

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

يكى از آن دو فقط براى انسان حاصل مىگردد . گروه اول كسانيد كه هر دو سوى خوشبختى را گرفته‌اند . خدا فرمود : اين بخشش ماست پس منّت بگذار يا بىشمار نگه دار و او را محقّقا نزد ما تقربگاهى و نيكو باز گشتگاهى مىباشد ( 1 ) گروه دوّم به هر دو زيان ، رسيده و از ناراحتى ضرر هر دو كف دست را بر هم زده‌اند : زيان دنيا و زيان آخرت و آن است زيان آشكار ( 2 ) . گروه سوم : اگر بر نعمت جاويد دست يابد پس او در زندگى خشنود ، در بهشتى بلند و افراشته است ( 3 ) و اگر تنها بر نعمت فنا پذير برسد پس ما در او هاويه است ( 4 ) آن كه مالى را گرد آورد و آن را شمرد ، پندارد كه مالش او را جاودانه مىسازد ، نه چنين است البتّه در حطمه انداخته مىشود ( 5 ) . و امّا اين كه امام ( ع ) اين نعمت را به سبزه زارى كه در مزبله به وجود مىآيد تشبيه كرده است . توضيحش به دو صورت است : 1 - صورت اول اين است كه آب در جايى كه سرگين انباشته مىشود باقى نمىماند بلكه كمى خشك است . و در آن نمى وجود ندارد . همچنين نعمت شخص نادان در معرض زوال مىباشد و اگر در زمان زنده بودنش از بين نرود پس از مرگش زوال مىيابد . 2 - صورت دوّم اين است كه چون مزبله جاى چيزهاى نجس است شايسته نيست كه آب سودمند در آن بماند همچنين نادان مالدار به خاطر نادانيش چون هر چيزى را در جاى خود نمىگذارد و به گونه اى كه شايسته است و به صورتى كه سزاوار است مال را مصرف نمىكند چون به انواع مصرفها آگهى ندارد ، ناگزير لياقت ندارد كه مالدار باشد هر گاه به هيچ صورتى از مال بهره مند نشود . احتمال ديگرى در اينجا وجود دارد و آن اين است كه در سبزه زار عادت بر آن است

--> ( 1 ) ص ( 38 ) آيات 39 و 40 . ( 2 ) حج ( 22 ) آيه 11 . ( 3 ) حاقّه ( 69 ) آيات 21 و 22 . ( 4 ) قارعة ( 101 ) آيه 9 . ( 5 ) همزه ( 104 ) آيات 2 ، 4 .